خرید بک لینک
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دست من نبود....گاه نوشتهدلم نمی‌خواد به «نشدن»، به «اتفاق نیفتادن» فکر کنم، دلم نمی‌خواد تصور کنم اگر «نشه» چی می‌شه، ترجیح میدم چشم‌هام رو ببندم و به همین امروز بچسبم ...+شاید یک روز تعریف کنم چقدر سخت گذشت...ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 14:38

غم… این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «غم…» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دست من نبود....گاه نوشتهولی غم اون شب‌هایی که خیلی سخت صبح شد، غم اون روزهایی که خیلی سخت سپری شد، غم اون آدم‌هایی که خیلی سخت از پسش رفتنشون و نبودنشون براومدم، غم اون حرف‌هایی که خیلی سخت تونستم هضمشون کنم، و غم اونادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 14:38

نمیدونم… در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «نمیدونم…» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دست من نبود....گاه نوشتهتا اطلاع ثانوی، جواب خیلی از سوال‌ ها «نمی‌دونمه».نمی‌دونم چی میشه، چطور میشه، نمی‌دونم قراره چطور از پس بعضی چیزها بربیام. هیچی نمی‌دونم.+فقط میدونم میخوام ساعت‌ها گریه کنم.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 14:38

نه میتونم راجع به این رنج جا خوش کرده کنج دلم سکوت کنم، نه میتونم جایی فریادش بزنم. نه میتونم تنهایی جورش رو بکشم، نه میتونم با کسی تقسیمش کنم. نه میتونم بهش خو بگیرم، نه میتونم از خودم جداش کنم....

+نپرس اوضاع احوالت روبه راهه؟ نیست!

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 6 آذر 1404 ساعت: 17:33

دفعات زیادی تو زندگیم بوده که میخواستم برم و درو محکم

پشت سرم ببندم...

ولی همیشه پشت در اون گوشه نشستم و گریه کردم

بعدش دوباره برگشتم

همیشه فکر میکردم شجاع هستم ولی در واقعیت

من ترسویی هستم که از "فرار" میترسم...

+ چند وقتی هست هر شب پشت درم...

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 13:59

اینطوریه که از بیرون آدمی هستم که روی روال دارم کارهارو پیش میبرم، برنامههارو تیک میزنم، به بخشهای مختلف زندگی سرک میکشم، میرم میآم، میخوابم بیدار میشم. ولی از درون آدمی هستم که تحت فشاره، به سختی خودشرو میکشه، احتیاج به پناه داره.

+تب ۳۹درجه.

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 13:59

من قاصدک فوت کردم، شمع کیک تولدم رو فوت کردم،

من وقتی ستارهی دنبالهدار دیدم دستامو به هم چسبوندم.

من پر از امید و آرزو بودم ، پس چرا نشد؟

+ نمیدونم ...

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 11 مرداد 1403 ساعت: 13:59

اولین جمعه گرم تابستونبرای اولین بار مربا درست کردممربای تمشک بنظر که خوب شدتو قالب های قلبی کیک پختم عصرونه کیک،مربا،شربت بیدمشک برای همه آماده کردمورزش کردم،سریال دیدم،معاشرت کردم من از این دنیا سهم خیلی بزرگی نمیخوام برای من امروز هم روز ایده آلیهروزیه که خودمم بزرگترین خواسته ام همین زندگی آروم و بی حاشیه اس+کاش دنیا میفهمید من براش خیلی بی دردسرم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 17:47

۵:۳۰ دقیقه صبح:با التهاب شدید گلو بیدار شدم حتی نتونستم قرص تیروییدم رو قورت بدم۷ صبح : به هرجون کندنی بود تا س رفتم.گرم بود ،درد داشتم ، هیچی جلو نمیرفتساعت ۱۳:۴۵ دقیقه: نمیدونم چند ساعت گذشته ولی ضعف شدیدی دارم بزور اب میوه خوردم فشارم نیفته۱۴:۳۰ دقیقه:کارم به نتیجه رسید؟نه.من اصلا یادم نمیاد کارم بدون مشکل پیش بره…حتی خودشونم گفتنساعت ۱۶: برگشتم ش…مستقیم رفتم دکتر!حتی نتونستم دهنم را کامل باز کنم که معاینه کنهدکتر گفت :خوبی تو؟ گفتم نه خیلی درد دارم(اشک مزاحمی که سریع پاک کردم)۱۶:۴۵دقیقه:بابا زنگ زد.کجایی؟دکتر چرا رفتی ؟ با خودم گفتم ای بیمه فضول پیام دادنت چیه اخهتو سالن نشسته بودم چند نفر اومدن گفتن تو خواهر فلانی هستی؟فقط با سر جوابشون رو دادم۱۷:۱۰دقیقه:ن اومد رفتم مغازه ، درد داشتم ولی امپول قابل تحمل ترش کردن نذاشت کاری کنم فقط در حد دوتا کاری که من در جریانش بودم و گفتم و انجام داد۱۸:۱۰دقیقه:ن منو با اصرار برد خونه !مامان معلوم بود از دستم ناراحته ولی چیزی نگفت واسم دمنوش درست کرده بود و نمیذاشت زیاد حرف بزنمتو دلم گفتم مامان چرا من اینقدر اذیت میشم۸شب:الان دراز کشیدم ، بخاطر امپول و التهاب بدنم گرمهچشامو بستمصدای اون دوره گردی که دوست داشتم اومدهمیشه اونو به چشم قاصد خوش خبر میشناختمشاید سالی یکبار صداشو میشنیدمتو این حال این روز سختیارو کنار گذاشتم با خودم گفتم بیا دوباره فکر کنم اون خوش خبرهشاید اتفاق بهتری بعد همه ی نه شنیدنای امروز تو راه باشه+عجیب دیوونه ام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 خرداد 1403 ساعت: 10:36

بدون شک بعضیها آدم نیستند فقط آدمکن… + از این آدمکها فراری ام.

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 3:34

خواهرزاده ام خیلی از شب ها دوست داره پیش من بخوابه

امشب باد و بارونه ...

بهش گفتم برق رو خاموش کن بخوابیم

صدای لالایی و بارون

پشتش رو نوازش میکنم

تو فاصله چند دقیقه میخوابه

یکساعته بهش زل زدم با خودم فکر میکنم

نکنه انتخابام بعدا واسم حسرت بشه!

+ چقدر بلاتکلیفی اذیت کننده اس.

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: شنبه 26 خرداد 1403 ساعت: 3:34

شاید عجیب باشه ولی زندگی...

نه به من اجازه زندگی کردن میده نه اجازه مردن!

معلق و بلاتکلیف نگهم داشته تا ذره ذره وجودم بی حس بشه.

این روزا، روز رو که به شب میرسونم هیچ حسی ندارم

شادی،غم،خستگی، هیچ و هیچ

به طرز عجیبی تمام اتفاقات

فقط برام درحال گذرن و من حسشون نمیکنم.

+ولی چرا برای من شب موند و نرفت؟!

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 13:51

هرشب آب و هوای فردا رو چک میکنم

اگه بارون باشه میگم ادامه بده فردا بارونه

اگه هوا گرم باشه میگم ادامه بده بالاخره بارون میاد

نمیدونم حرفم قابل درک هست یا نه

ولی تو روزایی که نمیدونم چجوری شب میشه و هفته تموم میشه

ماه جدید شروع میشه

هوای فردا میتونه ، فردای نیومده رو واسم قابل تحمل کنه

+ امشب از یه غمی مستم و نوشتههام بی سر و ته!

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:39

بنظرم هیچوقت کسی نمیفهمه زیر هجوم چه افکاری در این اتاق تکه تکه میشم
و صبح با چه قدرتی و به تنهایی خودم رو با زجر جمع میکنم و ادامه میدم…

+بالاخره میگذره.

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:01

تو زندگی من یه غمی وجود داره که نمیدونم هردفعه از کجا میاد... + بی ثمر.

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: پنجشنبه 20 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:01

صفحه بندی