خرید بک لینک

داشتم به دستام نگاه میکردم

جای خودکار که در طول روز ساعت ها درحال نوشتنم

رو روی انگشتم دیدم

و اثر چسب هایی که بخاطر ساختن جعبه آخر شبها

انجام میدم .

احساس شرمندگی از خودم کردم بابت این دستام

از اینکه ساعتها متوالی درحال کار کشیدن ازشون هستم

من همیشه به زندگی امیدوار بودم

ولی اینبار انگار جدی جدی نمیشه امید داشت...

زیر این حجم فشار و اخبار تلخ

کار کردن بی وقفه

گذشتن از هرنیاز عادی این زندگی

تبدیلم کرده به یه ربات

که بهش یه برنامه پیش فرض دادن

و هرروز اونو تکرار میکنه!

همهی احساسات و رویاهام نابود شده

نه برای آینده برنامه ای دارم

نه برای گذروندن حال هیچ حس و انگیزه ای

+چه ها که برسر ما رفت کس نزد آهی!

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 9:09

صفحه بندی