خرید بک لینک

تو دفترچه خاطرات راهنماییم یک روز نوشته بودم:

امروز برای اولین بار با ن و ز با تاکسی به ق رفتیم

امتحان دیپلم زبان دادیم و برگشتنی خودمون رو یه شیرموزبستنی

دعوت کردیم!

تو تمام کلمات نوشته شده اون روز ذوق و شوق رو احساس میکنم

الان تو این سن بدون اجازه خاصی به هر شهر یا استانی که

بخوام میتونم سفر کنم

شاید تنها دلیل کار کردنم سفر رفتن باشه!

شاید تنها انگیزه ام عادت جدید طبیعت گردیم باشه

تمام دردها و خستگی های روزانهامو پذیرفتم

واسه همین سعی میکنم رو این زمین راه برم تا فرو نرفتم.

+کاش میشد یک روز کولهگرد بشم ...

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: سه شنبه 3 مرداد 1402 ساعت: 19:16

صفحه بندی