چون نگاه پرستاری که میدونم چند وقت پیش خواستگارم
بود داره معذبم میکنه
و از اونجایی که نمیخوام به کسی پیام بدم
در حال تایپ کردن تو این صفحه هستم
و هر از گاهی لبخند میزنم تا طبیعی تر نشون بدم
که اره اقا مثلا من با کسی هستم :)
در عین حال نوتیف های واتساپ واسم میاد
از کی؟
شاید باورتون نشه به یه سازمان برای کاری زنگ زدم و
طرف شماره امو برداشته پیام میده !
بلاک هم واسش تعریف نداره
خیلی دارم جلوی خودمو میگیرم که قبل از بلاک کردن
تبدیل به هیولا نشم و آبروشو نبرم!
و عجایب این شب شاید تمومی نداره که اینستا هم
منو شوکه کرد.
سعی میکنم نفس عمیق بکشم و هرچی زودتر به خونه برگردم.
+ هر روز کم حرف تر میشم حتی وقتی خیلی خسته باشم.
برچسب:
نویسنده: سام عباسی