خرید بک لینک

وقتی تو را میبینم

عرق سردی روی بدنم مینشیند

نفسم بند میاد

و صدای قلبم رو نزدیکتر از همیشه میشنوم

تمام سعیم رو میکنم نگاهت نکنم ولی قادر نیستم

بخاطر اینکه نمیدونم اخرین دیدارمون کیه تمام جزییاتت

رو توی ذهنم ثبت میکنم

ولی هر زمان که چشم تو چشم بشویم نگاهم رو ازت میگیرم

از چشم هایم میترسم

میترسم باعث اعتراف ناشیانه من شوند

میترسم همه چیز رو از دست بدهم

همه چیز یعنی تو رو از دست بدهم

برای همین دست هایم را مشت میکنم تا لرزشش

رو نبینی.

لبهایم را گاز میگیرم تا صدایی از من نشنوی

و تو تا ابد به راز مخفیانه من تبدیل شدی!

+ واقعیت !

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: سه شنبه 10 خرداد 1401 ساعت: 0:52

صفحه بندی