پله... - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 10:31
روی پله حیاط نشستم ماه جان که قهره و نبود فقط یدونه ستاره بود که بهم چشمک میزد منم بهش با ذوق لبخند زدم هوا دیگه سرد شده و مثل سالای گذشته من پرو پرو میلرزیدم ولی از جام بلند نمیشدم چقدر این حیاط این پله این آسمونو دوس دارم چقدر با اینکه سرد بودن دلمو گرم کردن چقدر حرفامو شنیدن چقدر خوبه وجودشونxa0 ...
خدایا شکرت - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 13:31
[unable to retrieve full-text content]خدایا تو امشب زندگی رو دوباره به ما بخشیدی و مارو نجات دادی خدایا مرسی که سالمیم xa0 +شکر خدا هزاربار شکر به تعداد قطره های باران شکر
بغض... - تاریخ: 1396/7/9 ساعت: 13:31
[unable to retrieve full-text content]یک سال قمری از اون شب گذشت زود و تلخ.... xa0 +شب روشنی ک همیشه تاریک شد
نقطه ضعف... - تاریخ: 1396/7/6 ساعت: 16:15
فرقی نمیکنه چقدر خودمو مشغول کنم چقدر تو اتاقم نرم فقط یه صدای نوحه کافیه بزرگترین نقطعه ضعف این چند سال من "محرم" شده +فصل من "پاییز" جان آمدنت مبارک و "محرم" تسلیت
غیرمجاز... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 18:28
[unable to retrieve full-text content]بخوابمxa0 باید بخوابم به ساعت غیرمجازم نزدیک شدم xa0 + :)
هندزفری.... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 18:28
[unable to retrieve full-text content]ببین این اصله...مثل سه تای قبلی نیست ک بگی سوخت فدای سرم حواست باشه... xa0 +چجوری طاقت اورد دلم....
انتخاب.... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 18:28
[unable to retrieve full-text content]کاش یه فرصت برای تغییر انتخابم داشتم مسیر تو و تو هموارترین مسیرم بودین xa0 +یه انتخاب و یه مسیر غلط
زندگی.... - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 18:28
من شاید الان یه مهره سوخته باشم ولی همیشگی نیست زندگی من هنوز شروع نشده باید قوی باشم دوباره از سرباز به شاه برگردم زندگی هنوزم زیباست من زندگی میکنم و نمیخوام ولش کنم نباید بازنده ی کامل بشم +هنوز مامان باران نشدم پس بخند و تلاش کن
شب نوشت... - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 12:33
پنجره های اتاق پرده هایشان تا ته کشیده استدرخت راز و رمزم رو نمیبینم که از برگاش خبر داشته باشماز پنجره ی راهرو هم فقط ایزوگام خونه ی رو به رویی معلومهماه؟کجایی رفیق؟اصلا هستی تو آسموننمیبینمت بهت سر نمیزنم تو چرا بی معرفت شدی و بی خبر از منتو که تو آسمونی از صفتای زمینی بی نصیبنکنه ماهواره هایی که ...
شب... - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 12:33
چه شب ساکتی استانگار کسی در دنیای من نیستیا شاید...من در دنیای کسی نیستم.... +سکوت + تاريخ یکشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعت 1:16 نويسنده فائزه |
تولد... - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 12:33
یه ساله شده اینجا... اولا فک نمیکردم دوباره بتونم یه وبلاگ رو سرپا نگه دارم من آخه وبلاگو با کامنتای زیاد و دوستای پایه نوشتن دوست داشتم ولی دیدم نه این حس واسه یه زمانیه که الان دیگ نیست الان فقط نوشتن مهمه +دفترچه خاطرات مجازی من تولدت مبارک❤
دلم بارون میخاد - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 12:33
نمیدونم چرا یهو اینقدر دلم گرفت واقعا خیلی دلم گرفته دلم بارون شدید میخواد که زیرش اونقدر بایستم چیکه چیکه آب رو از رو موهام حس کنم دلم گرفته نمیدونم چرا ولی از تقویم این روزها بپرس... +دلم بارون میخاد
:) - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 15:12
[unable to retrieve full-text content]یک خدایا شکرتxa0 دو هم خودت میدونی xa0 +سه تا از این سبزا هم الان جواب نداد
شاید... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:19
[unable to retrieve full-text content]شاید اندکی مانده به دلخوشی این شاید فقط یک نگاه خدا میخواد xa0 +دعا کنید برای نگاه خدا که محتاجم :)
سکوت... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 9:19
[unable to retrieve full-text content]امشب درسته ناحق حرف خوردم ولی سکوت میکنم و هیچوقت بازگو نمیکنم xa0 +عجیب بود
شکستم... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
[unable to retrieve full-text content]قلبم شکست... چرا اینقدر تلخ !!! xa0 +همین
ذهن داغون... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
چقدر اشتباهاین همه اشتباه رو چرا اینقدر دیر دیدم آی خدا...مغزم جا نداره،کافیه.... خدا بخداییت قسم خستم.... چرا نمیذاری بخوابم،آروم،همیشگی xa0 +غم گرفته همه روزگارم:)
دعا و بارون... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
دیگه داشت رو پله خوابم میبرد کهبارون بیدارم کردقطره هاش کوچولو بودولی "بارون" بودنفس عمیقی کشیدم تا بوی خاک و بارونو تا میتونم حس کنمدعامو دوباره به زبون آوردم و صدای "بوق" هم شنیدم+بارون+خدایا شکرت
هنوز تو شوکم... - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
کی باورش میشه من یادم رفت امروز تولد دوستمههنوز خودم نتونستم درک کنم چجوری یادم رفت چرا باید اینقدر ذهن مشغولی داشته باشم ناراحتم خیلی ناراحت نه واسه خاطر نیم ساعت تاخیر واسه خودم که ذهنمو دارم پیر میکنم هنوز مونده تا فراموشی .... xa0 +درست میشه ....
این یعنی چی؟ - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
تو سی ثانیه سه بار یه کاریو چک میکنم چون یادم میرم انجام دادم یا نه چک میکنم که مطمئن شم این یعنی چی؟یعنی واقعا حافظه ام ضعیف شده؟ +ای وای