میدونی...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
میدونی...من از فیلم ها گله دارم ... نه اصلا شکایت دارم من همیشه دلم ساعت برنارد رو میخواست دلم میخواست خیلی از زمان های زندگیم زمانو نگه میداشتم آدمارو نگه میداشتم میرفتم دنبال کارام میرفتم کسایی ک دلم براشون تنگ شده رو میدیدم ، اون خوابای زمستونی که این سال ها xa0که ننه سرما بهم بدهکار بود رو جبران...
یادم بود...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
امشب برعکس چند شب پیش تولدم دوستم(واقعا دوستم؟) یادم بودولی قلبم نخواست عکسی برای تولدش بذارم واقعا بی رحم نیستم ولی تو زندگیم بد چیزایی رو نشونه گرفت همین باعث شد با خوبیایی که داشت ولی باز هم راضی نبود قلبم کاش یاد میگرفتیم جواب خوبی بدی نیست xa0 +بی رحمو کینه ای نیستم ولی امان از روزی ک از کسی کی...
شکر
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
[unable to retrieve full-text content]خسته ام ولی بازم خدایا شکرت xa0 +شکر
زهر...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 23:45
هر سال برام اندازه ی ده سال میگذره...نگو لعنتی...تو این حال و روزم اینارو نگو کاری ازم ساخته نیست جز دعا... xa0 xa0 xa0 +خدا منو همه مشکلاتم به کنار این یه دونه دعامو بشنو
عشق...
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 9:05
یک روز ازدواج میکنم زن زندگی کَسِ ديگه ای میشم براش غذای مورد علاقه شو درست میکنم خونه شو تميز میکنم عصرای بارونی سر میزارم رو شونه هاش و میزارم ازم آرامش بگیره موهامو همون رنگی که میخواد میکنم همونجوری که میخواد آرایش میکنم و لباس میپوشم هم قدمش میشم هم حرفش میشم هم خوابش میشم اما... همدلش نه! خیال...
ميترسم
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 18:58
دلم گرفته... محرم رو خيلي دوست داشتم بخاطر اون حس خاصي که تو کل مردم شهر ايجاد ميکنه واسه صداي نوحه اي که بعد اذان پخش ميشه واسه اينکه اگه گريه کني کسي نيست بياد بگه چرا گريه ميکني... ولي حالا از محرم ميترسم پارسال باعث شد از محرم بترسم وقتي صداي نوحه ميشنوم دستم ميلرزه يخ ميکنم ثانيه به ثانيه پارسا...
دلتنگي
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 9:56
من جایِ تمام كسانی كه دلتنگ نمی شوند برایت من جایِ تمام كسانی كه بی تابِ چشمهایت نیستند من جایِ تمامِ كسانی كه گفتند دوستت دارم و تو ماندی و آن ها نماندند من جایِ تمامِ بوسه های نیمه راه آغوش هایِ جا مانده جایِ تمامِ - یادم تو را فراموش - ها من اصلا جای خودِ خدا هم دلم برایت تنگ شده بگذار مردم بگوین...
يه روزي مياد
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 5:43
در من کوچه ايست که باتو در آن نگشته ام... سفري ست که باتو هنوز نرفته ام روزها و شب هايي ست که با تو به سر نکرده ام ... و عاشقانه هاييست که باتو هنوز نگفته ام... #افشین_یداللهی يه روزي اين شبايي که با چشماي خيس قلبي که درد گرفته ميخوابم تموم ميشه يا شايد من تموم شم ...
بي احساس
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 18:33
شهريورِ بچه مدرسه اي هارا ديده اي؟ اصلا حواسشان به شهريور نيست، ديگر فقط منتظر مهر هستند... شهريور زندگي تو منم انگار اصلا حواست نيست فقط ميخواهي رد بشوي و به مهرت برسي
هرجا هستي خوب باش...
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 19:49
شايد بهتر باشه بعضي وقتا، به هيچ چيز بدي فكر نكنم. به اين فكر كنم كه اصلا چيزي به اسم "فاصله" وجود نداره... انقدر كه "رفت" و "نيست" و "نمياد" بي معني باشه. به اين فكر كنم كه اتفاق خوب، دوباره مي افته. . چشمام رو بستم، ديدم يه دنيا خاطره ي خوب ازش دارم.. حالا چه فرقي مي كنه كجاست!؟ لعنتي!! هرجا كه هس...
کاش به عقب برميگشتم
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 18:30
.شايد اگر به عقب بر مي گشتم طور ديگري زندگي مي كردم. طور ديگري نفس مي كشيدم و طور ديگري دنيا را مي ديدم. اگر به عقب بر مي گشتم، باز هم براي ديدنت مي آمدم باز هم براي بودنت لحظه شماري مي كردم باز هم دلتنگت مي شدم. اگر به عقب بر مي گشتم، باز هم دوستت داشتم، فقط به رويت نمي آوردم، تا هميشه غريبه بماني....
دلم يک آلزايمر ميخواهد...
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:58
یک دفعه می بینی افتاده ای وسط مخمصه !! تو قول داده بودی دیگر حتی یادش هم نیفتی ... اما مگر می شود ؟؟ دقیقا به همان اندازه مسخره است که بگویی میخواهم اسم خودم را فراموش کنم ! هرچه بیشتر تلاش کنی بیشتر خاطرات می خورندنت بگذار زمان همه چیز را عوض کند و یا دعا کن آلزایمر بگیری !
دلم ميخواست...
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:58
دلم میخواست یک نفر آرام و شمرده توی گوشم زمزمه می کرد: "دنیا بی ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب میبینی..." من خواستم و او گفت. او گفت: "دنیا بی ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب می بینی..." من باورم شد. باورم شد که دارم خواب می بینم. این چشم های خیس را. این شب سرد و اندوهناک را...
هه...
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:58
گفتم اگه مرد موندن نيستي ديگه پيام نده ديگه پيام نداد... خودشم فهميد که مرد نيست...نامرده! :))