پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:38
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دست من نبود....گاه نوشتهدلم نمی‌خواد...
بررسی غم… - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:38
غم… این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «غم…» تهیه شده است و مهم‌ترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار می‌دهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دست من نبود....گاه نوشتهولی...
افشای جزئیات نمیدونم… - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 14:38
نمیدونم… در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «نمیدونم…» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. دست من نبود....گاه نوشتهتا اطلا...
- تاریخ: 1404/9/6 ساعت: 17:33
نه میتونم راجع به این رنج جا خوش کرده کنج دلم سکوت کنم، نه میتونم جایی فریادش بزنم. نه میتونم تنهایی جورش رو بکشم، نه میتونم با کسی تقسیمش کنم. نه میتونم بهش خو بگیرم، نه میتونم از خودم جداش کنم....+نپرس اوضاع احوالت روبه راهه؟ نیست!Adblock test (Why?)
حال عجیب… - تاریخ: 1403/5/11 ساعت: 13:59
دفعات زیادی تو زندگیم بوده که میخواستم برم و درو محکمپشت سرم ببندم...ولی همیشه پشت در اون گوشه نشستم و گریه کردمبعدش دوباره برگشتمهمیشه فکر میکردم شجاع هستم ولی در واقعیتمن ترسویی هستم که از "فرار" میترسم...+ چند وقتی هست هر شب پشت درم...Adblock test (Why?)
پناه… - تاریخ: 1403/5/11 ساعت: 13:59
اینطوریه که از بیرون آدمی هستم که روی روال دارم کارهارو پیش میبرم، برنامههارو تیک میزنم، به بخشهای مختلف زندگی سرک میکشم، میرم میآم، میخوابم بیدار میشم. ولی از درون آدمی هستم که تحت فشاره، به سختی خودشرو میکشه، احتیاج به پناه داره.+تب ۳۹درجه.Adblock test (Why?)
آرزو… - تاریخ: 1403/5/11 ساعت: 13:59
من قاصدک فوت کردم، شمع کیک تولدم رو فوت کردم،من وقتی ستارهی دنبالهدار دیدم دستامو به هم چسبوندم.من پر از امید و آرزو بودم ، پس چرا نشد؟ + نمیدونم ...Adblock test (Why?)
مربای تمشک… - تاریخ: 1403/4/7 ساعت: 17:47
اولین جمعه گرم تابستونبرای اولین بار مربا درست کردممربای تمشک بنظر که خوب شدتو قالب های قلبی کیک پختم عصرونه کیک،مربا،شربت بیدمشک برای همه آماده کردمورزش کردم،سریال دیدم،معاشرت کردم من از این دنیا سهم خیلی بزرگی نمیخوام برای من امروز هم روز ایده آلیهروزیه که خودمم بزرگترین خواسته ام همین زندگی آروم ...
دوره گرد… - تاریخ: 1403/3/30 ساعت: 10:36
۵:۳۰ دقیقه صبح:با التهاب شدید گلو بیدار شدم حتی نتونستم قرص تیروییدم رو قورت بدم۷ صبح : به هرجون کندنی بود تا س رفتم.گرم بود ،درد داشتم ، هیچی جلو نمیرفتساعت ۱۳:۴۵ دقیقه: نمیدونم چند ساعت گذشته ولی ضعف شدیدی دارم بزور اب میوه خوردم فشارم نیفته۱۴:۳۰ دقیقه:کارم به نتیجه رسید؟نه.من اصلا یادم نمیاد کارم...
آدمک… - تاریخ: 1403/3/26 ساعت: 3:34
[unable to retrieve full-text content]بدون شک بعضیها آدم نیستند فقط آدمکن… + از این آدمکها فراری ام.
انتخاب… - تاریخ: 1403/3/26 ساعت: 3:34
خواهرزاده ام خیلی از شب ها دوست داره پیش من بخوابهامشب باد و بارونه ...بهش گفتم برق رو خاموش کن بخوابیمصدای لالایی و بارونپشتش رو نوازش میکنم تو فاصله چند دقیقه میخوابهیکساعته بهش زل زدم با خودم فکر میکنم نکنه انتخابام بعدا واسم حسرت بشه!+ چقدر بلاتکلیفی اذیت کننده اس.Adblock test (Why?)
هیچ و هیچ… - تاریخ: 1403/3/14 ساعت: 13:51
شاید عجیب باشه ولی زندگی...نه به من اجازه زندگی کردن میده نه اجازه مردن!معلق و بلاتکلیف نگهم داشته تا ذره ذره وجودم بی حس بشه.این روزا، روز رو که به شب میرسونم هیچ حسی ندارمشادی،غم،خستگی، هیچ و هیچبه طرز عجیبی تمام اتفاقاتفقط برام درحال گذرن و من حسشون نمیکنم.+ولی چرا برای من شب موند و نرفت؟!Adblock...
هوای فردا… - تاریخ: 1403/3/2 ساعت: 15:39
هرشب آب و هوای فردا رو چک میکنماگه بارون باشه میگم ادامه بده فردا بارونهاگه هوا گرم باشه میگم ادامه بده بالاخره بارون میادنمیدونم حرفم قابل درک هست یا نهولی تو روزایی که نمیدونم چجوری شب میشه و هفته تموم میشهماه جدید شروع میشههوای فردا میتونه ، فردای نیومده رو واسم قابل تحمل کنه+ امشب از یه غمی مستم...
هجوم… - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 15:01
بنظرم هیچوقت کسی نمیفهمه زیر هجوم چه افکاری در این اتاق تکه تکه میشمو صبح با چه قدرتی و به تنهایی خودم رو با زجر جمع میکنم و ادامه میدم…+بالاخره میگذره.Adblock test (Why?)
از کجا ؟! - تاریخ: 1403/2/20 ساعت: 15:01
[unable to retrieve full-text content]تو زندگی من یه غمی وجود داره که نمیدونم هردفعه از کجا میاد... + بی ثمر.
نیمه… - تاریخ: 1403/2/9 ساعت: 22:31
[unable to retrieve full-text content]گفت:حالت چطوره؟! گفتم مثل هوای امروز… با کلی تلاش با نور و امید بیدار میشم ولی تا نیمه نرسیده تاریک میشم و میبارم. +همین.
پذیرش… - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 17:20
آنژیوکت رو وقتی از دستم در اوردمخون گرمی که پشت دستم حس کردمبا خودم میگفتم اگه جلوش رو نگیرم چی میشه؟ولی مثل همیشه زجر از نبود من برای یه عده باعث ادامه دادن زجر خودم میشهاینا فکر یه آدم به ظاهر نرماله که هفت صبح بیدار میشه ، کار میکنه ، با بقیه معاشرت میکنه ، میخنده ، کتاب میخونه ولی وقتی شب میشه ف...
کوتاه… - تاریخ: 1403/2/2 ساعت: 17:20
[unable to retrieve full-text content]بنظرم حس زندگی کردن تو وجودم مرده ... ! +همین.
جای خالی… - تاریخ: 1403/1/16 ساعت: 19:59
همیشه وقتی سال نو میشداول باید خونه اون میرفتیماگه میفهمید اول رفتیم پایین خیلی ناراحت میشدباید پسرش با سبزه وارد خونه میشدبا اسپند منتظر بود تا ما برسیمبرعکس بقیه مادربزرگا از عیدی گرفتن بیشتر لذت میبرد تا عیدی دادنهمیشه میگفت برین درس بخونین کارمند بشینبرعکس خواهرش طرفدار شوهر نبودفقط کار و پول در...
فردای بهتری در راه نیست… - تاریخ: 1402/12/10 ساعت: 13:54
صبح بارونی با اینکه دلم میخواستبیشتر تو تخت بگذرونمبلند شدم با مامان خمیر درست کردمو نون پختیمبرعکس قبلنا که سودای تنها زندگی کردنخیلی تو سرم بود تو این مدتبیشتر دوست دارم با پدر و مادرم وقت بگذرونمو کنارشون باشمشاید بخاطر تجربه سوگی بود که داشتم بعدش با ن کارای باقی مونده رو تموم کردمیه چند روزی هس...