سیاهی… - تاریخ: 1402/1/30 ساعت: 20:40
هیچوقت همچین حسی نداشتم...حسی پر از خشم ، ناراحتی ، دلمردگی وجودم پر از سیاهیه...حسی که میخوام از بلندترین نقطه شهر به پایین بپرم+کاش من میمردم...Adblock test (Why?)
مدادرنگی… - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 18:10
من هیچوقت نقاشیم خوب نبودولی همیشه مدادرنگی های روشن رو استفاده میکردمبنظرم این روزها دارم کارمای بیتوجهی به رنگ های تیره ته جعبهمدادرنگیمو پس میدمشاید واستون بی معنی باشهولی تنها توجیح این روزهامه…+دیوانگی!Adblock test (Why?)
چی نوشت… - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 18:10
خیلی دوست دارم بدونم پوراحمد تو یادداشت قبل از خودکشیش چی نوشت؟واقعا باید چی گفت...متاسفم ولی تحملم در همین حد بود؟من دوست نداشتم به این نقطه از زندگی برسم ولی شد؟برام ناراحت نباشید الان حالم بهتره؟برای بقیه باید چی نوشت که راحتتر قبول کنند...+باید یه متن قشنگ بنویسم شاید نیاز شدAdblock test (Why?)
ترس… - تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 18:10
چند روزی هست ننه خونه خودشه...البته کنارش هستن!از اینکه زنگ میزنن و میگن حالش زیاد خوب نیست نمیذاره ثانیه ای آروم باشمهمهاش با خودم میگم دارن بزرگش میکنن تا سه روز پیشکنار خودم بود خوب بودالان چرا باید بد باشه؟!با خودم میگم دوباره میاد و کل روز باهاش درگیر این هستممن کی ام و اون الان کجاست...بعد میگ...
بارون… - تاریخ: 1402/1/9 ساعت: 11:36
بارون… خیلی وقت بود به صدای بارون گوش نکرده بودم… چی تو این صدا هست که بهم آرامش میده؟! +ببار همیشه بارون… + تاريخ سه شنبه هشتم فروردین ۱۴۰۲ساعت 4:45 نويسنده فائزه | Adblock test (Why?)
ساعتهای آخر… - تاریخ: 1402/1/2 ساعت: 11:51
چند ساعتی مونده به شروع سال جدید!من تنها مراقب مادربزرگم هستمکسی که الان بسختی منو میشناسهتو سکوت خونه صدای نوازشش پخش شدبا گریه از دلتنگی واسه خونشکارایی که بچه هاش در حقش کردنو تنهاییش خوندتک تک کلمات وقتی وارد گوشم میشدن باعث سردردم میشدندیگه آخرا کلمه ای رو متوجه نمیشدم فقط یک صوت وارد گوشم میشد...
گوش دادن… - تاریخ: 1401/12/27 ساعت: 22:34
از بچگی به تک تک کلماتی که میشنیدم فکر میکردمحتی وقتی آهنگ گوش میدادم یا فیلم میدیدم به کلماتی که گفته میشد فکر میکردمروانشناس هم میگف کلمات واست بار معنایی زیادی دارهشاید بخاطر همین اخلاقم شنونده درد و دل خیلی از آدم ها بودمدلداری دادن بلد نبودمولی به تک تک کلماتشون گوش میدادم و فکر میکردمبه رادیو ...
بی حوصلگی…. - تاریخ: 1401/12/22 ساعت: 21:39
امروز بی حوصلهترین حالت ممکن رو داشتماز درد کمری که بنظر باید بپذیرم قرار نیست جای اون ضربه خوب بشه کلافه شدموقتی که با داشتن درد باید از صبح زود هزارتا کارانجام بدماینکه قبول کنم زندگی به من و دردام توجهی ندارهو منم باید همه اش بدوام بهش برسم+قلبم داره سنگ میشه...Adblock test (Why?)
حس.. - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 13:48
امروز اخرین پروژهای که شرکت کرده بودم رو ایمیل کردمبهم گفت ادامه بده هرچند کمولی با توضیح شرایط و حالم پذیرفت مدتی دور باشم!بعد پرسید:من میتونم در کنارت و مشکلاتت بمونم؟گفتم:تا اینجا خودم پیش رفتم بقیش هم جلو میبرمدروغ چرا بعضی وقتها دوست دارم مثل خیلی از دختراحامی داشته باشم که دوسم داشته باشههمیشه...
چهل سالگی… - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 13:48
این روزها شبیه زنی هستم که در اواسط دهه چهل سالگیش هستصبح ها زود بیدار میشملباس راحت میپوشم،موهامو بالای سرم میبندم و کارای خونه رو انجام میدمجوری که تا ظهر نشده تمام کارها مرتب شده اسبیشتر تایم روز رو داخل خونه هستم و فداکاری که یک زن تو اینسن نسبت به اعضای خانوادش داره رو من هم دارمنمیدونم تو کل ر...
ناتوان…. - تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 13:48
[unable to retrieve full-text content]بنظرم دیگه کافیه این زندگی... +خسته تر از همیشه!
دوستان… - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 14:34
داشتم دنبال یه فایل تو تلگرام میگشتمیه گروه دیدم به اسم "دوستان"دیدم یه گروه چهارتایی بود من و ن و ح و ش !رفتم از اولین پیام گروه شروع کردم به خوندنبخودم اومدم دیدم دارم همینجور میخندمچهارتا ادم متفاوت که کل کل هاشون عالی بودسال های زیادی نگذشته ! ولی چیشد که اینقدر تغییر کردیم...حالا بعد از خوندن ا...
تلخک… - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 14:34
میخواستم برای دوست قدیمیماز امید و برگشتن حال خوب بنویسمکه بخودم گفتم:تو چی میگی که سرچ های دیشبت درباره خودکشی بود!پس ساکت بودن رو ترجیح دادم به جای اینکه چهارتا جمله بگم که رو خودمم تاثیر نداره چه برسه دیگران.+درست میشه؟!نه تموم میشه...Adblock test (Why?)
خستگی… - تاریخ: 1401/12/13 ساعت: 14:34
در کنار همهی مشکلات شخصیماین روزها تجربه زندگی در کنار مادربزرگی رو دارمکه نه میشنوه،نه میبینه و حالا فراموشی هم گرفته...هرساعت از شبانه روز بدون اینکه چیزی بدونهبا یه موضوعی داد و بیداد میکنهمثلا همین یه ساعت پیش ما باید طویله ای رو خاموش میکردیمکه اصلا وجود خارجی ندارهاینقدر بیخوابی و خستگی بهم فش...
…؟ - تاریخ: 1401/11/30 ساعت: 14:56
[unable to retrieve full-text content]خیلی خسته و ناامید باشید چیکار میکنید؟! +بغض عمیق چهارصبح!
سیرک… - تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 15:11
دیشب بعد از چند ساعت اینترنتم وصل شدبار این حجم حقارتی که درمقابل ساده ترین حق داریمبه اندازه کافی اعصاب خرد کن هستکه حالا وقتی بعد از کلی تلاش اتفاقاتو میخونی کم موندهاز گوشات دود بلند بشهحس میکنم ما بازیگرای یه فیلم تخیلی هستیمو کارگردان باید بگه کات خسته نباشیدو ماها برگردیم به زندگی نرمال ولی خب...
خیال شب…. - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 9:09
درستش این بوداینقدر ذهن آرومی داشتیمکه این موقع شب خواب بودیمولی از بد زمونه...فکر و خیال نمیذاره خواب به چشمامون بیاد...+روزگار غریبی داریم....Adblock test (Why?)
ربات…. - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 9:09
داشتم به دستام نگاه میکردمجای خودکار که در طول روز ساعت ها درحال نوشتنمرو روی انگشتم دیدمو اثر چسب هایی که بخاطر ساختن جعبه آخر شبهاانجام میدم .احساس شرمندگی از خودم کردم بابت این دستاماز اینکه ساعتها متوالی درحال کار کشیدن ازشون هستممن همیشه به زندگی امیدوار بودمولی اینبار انگار جدی جدی نمیشه امید ...
فرسوده… - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 9:09
بدلیل ضربه ای که به کمرم وارد شده باید جلسات فیزیوتراپی برمتازه چند وقت از اینکه اسپری تنفسی استفاده میکنم میگذرهو سالهاست صبح ها قرص تیرویید میخورموقتی نگاه میکنم نه تنها روحی بلکه جسمی هم سالهاست از عمرم گذشته و فرسوده شدم.حالا یک آدم بشدت جمع گریز و افسردم.سخته قبول کنم این پایان منی که همیشه امی...
بی حسی… - تاریخ: 1401/10/11 ساعت: 18:12
هر روزی که میگذرهبه ساعت کاریم اضافه تر میشه ، زندگی سخت تر میشه ،امید کمتر میشه !بیشتر کار میکنم که در مقابل این حجم ناعدالتی زانو نزنمبیشتر باید تلاش کنم که شاید ذره ای بتونم در کنار نفس کشیدنزندگی کنم!دروغ چرا،پذیرش اینهمه مسولیت و پیوسته در حال دوییدن اصلامطلوب نیست.تو رویاهای من هیچوقت این حجم ...