پاییز بی مهر…
-
تاریخ: 1401/10/3 ساعت: 3:48
[unable to retrieve full-text content]واقعیتش باید فردا که بیدار شدم یک مهر باشه و متوجه بشم تمام این اتفاقات کابوس بوده... پاییزی که منتظرش بودم نباید اینجور میگذشت... +تلخ
تولدم…
-
تاریخ: 1401/9/19 ساعت: 15:06
تو این روزا و شبای نا اروم...وقتی داشتم از خونه بیرون میرفتمیه خانمی با یه گلدون اومد جلوم گف: تولدت مبارک!به لبخند اون آدم ناشناس نگاه کردمبه گل قشنگی که سمتم گرفته بودمتن روی گل رو خوندم و آخرش نوشته بود (سمیرا)یه لحظه بغض کردم واسه اینکه همیشه دوستای خوبی رو داشتمقوت قلب گرفتم بابت آدمای خوبی که ...
حفره…
-
تاریخ: 1401/9/11 ساعت: 22:41
اگر توانایی حذف داشتمبدون شک یک سری آدم ها رو بدون توجه به هرنوع نسبتیاز زندگیم حذف میکردموجودشون جز باعث یک حفره عمیق تو وجودم نبوده و نیستاینکه من کجا باشم،دور باشم یا نزدیک هیچ تغییریدر این حفره ایجاد نمیکنه...فقط بودنشون باعث آزار بوده و هستکاش راهی بود که تا ابد ما رو از هم جدا و بیخبر میکرد!+د...
خواب…
-
تاریخ: 1401/9/11 ساعت: 22:41
دیشب خوابتو دیدم...از صبح که بیدار شدم ذهنم درگیر بودبغض شدیدی هم داشتمهرچی خودمو سرگرم کردم بجای بهتر شدن ، بدتر شدماومدم قدم زدم و رفتم کافهمنتظر بودم دمنوشمو بیارنداخل کافه پادکست پخش میشد که توجهمو جلب کرداخرش گفت:اگه بخوام حساب کنم خودت فقط یکبار رفتی ، ولی باخوابام تو هزار بار رفتی...چشام رو ه...
نیمه جان…
-
تاریخ: 1401/9/11 ساعت: 22:41
نصفه جان شدن میدونی یعنی چی؟یعنی نفهم چجوری و با چه وضعی این همه راه رو بیامو پشت در ای سی یو بشینمو توانایی بلند شدن هم حتی نداشته باشم+خدایا منو با این بچه امتحان نکن،میدونی که طاقت نمیارم!Adblock test (Why?)
زندگی نصفه نیمه…
-
تاریخ: 1401/8/27 ساعت: 16:20
تو قلبم یه حس سوزش هستسوزشی که از یک بغض میاداز یک بغض عمیق...حس میکنم اگه بخودم اجازه بدم اشک بریزمشاید ناخوداگاه وارد یه سیل از گذشته تا به الان بشمبه یه خستگی شدیدی رسیدم خستگی شدید از تمام تلاش ها و نرسیدنهابه سطح هشدار رسیدمشاید صبح همون ادمی بشم که دنبال کارهاش بودولی انگار هیچ استحکامی دیگه د...
گذشت…
-
تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 22:09
بنظرم قبلترها خیلی راحت میتونستم ، حرفی که تو سرم هسترو بنویسم ...ولی الان ذهنم شبیه محکم ترین سد دنیاستو مانع خروج هر واژه یا حسی...نمیتونم بگم چی بهم گذشت ! یا چیا گذشت ...فقط امیدوارم بعدا وقتی این پست رو دیدم بگم : فائزه گذشت .+ میگم آدما بعد از یه اتفاق چقدر با اولشون فرق میکنن ،حالا فکر کن چند...
برنده شدن…
-
تاریخ: 1401/8/1 ساعت: 22:09
سوز پاییزی منو یه مدتی در اتاق کوچولویی که اینجا داشتمزمین گیر کرده بود...روزایی که حتی توان درمانگاه رفتن نداشتم و دوستم میومد و سرمی میزد و میرفت!وایت بردی که برنامه مهر روش نوشته شده بود همه اش تو چشممبود.بالاخره امروز بلند شدم تخته رو پاک کردم و بیلیط گرفتماومدم خونهزیر چشمام از سیاهی این روزا گ...
اهنگ…
-
تاریخ: 1401/6/23 ساعت: 0:54
چند وقت پیش بصورت غیرمستقیمیه ویدیو از خودت بهم نشون دادی..اون روز وقتی نگاه میکردم متوجه چیزی نشدم و فقط واست آرزوی موفقییتای بزرگتر کردم!ولی امشب وسط مقالهای که داشتم میخوندم شبیه بیماری کهفراموشی داشت و در یک لحظه تمام خاطراتش برگشت ، شدم!آهنگی که خوندی دقیقا همون آهنگ بود که گفته بودیتو زندگیم ب...
خاطره…
-
تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 22:09
از تاسوعای چند سال پیشیه خاطره محوی دارم که هرسال بیاد میارمخاطرهی عزیزی که تلخی و شیرینی خاص خودش رو داشتو الان از اون خاطره سالها میگذرهنمیدونم تا کی در خاطرم زنده اسولی از بیاد اوردنش هیچوقت ناراحت نمیشم.+تاسوعای اون سال هم دقیقا همین ساعتا بارون گرفت!Adblock test (Why?)
تحقق رویا…
-
تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 22:09
خواستم به خودم بعد از تموم شدن این ماهتیک خوردن تمام هدف هاانجام دادن منظم کارهامو حالا دیدن واریزی حقوق هام ؛)بگم که:من بهت افتخار میکنم دخترافتخار میکنم که خودمو بسمت چیزی که خواستم هل دادمخیلی قوی تر از چیزی بودم که فکر میکردمو الان باور دارم هرکاری که بخوام میتونم تو این دنیا انجام بدممن بخودم ا...
معنای زندگی…
-
تاریخ: 1401/6/12 ساعت: 22:09
حالا که میبینم من ماه هاست با ادم جدیدی دوست نشدماگر کسی از دایره دوستام خارج میشد باعث نشد ادم جدیدی بیاد یا با ادمایی که از قبل بودنمثل قبل نبودم و خیلی وقتا فراموششون کرده بودمشاید یکسالی میشه آدم بشدت درونگرایی شدمو بشدت با خودم و کارهام مشغولمبا تمام این تفاسیر ولی حالم خوبهمن قبلا فکر میکردم ا...
خدا شکر …
-
تاریخ: 1401/4/28 ساعت: 17:50
الان که این بالامو شهر زیر پامهمیگم که من دووم اوردمتو این سه سال سخت …فقط خودم خبر دارم از پس چه روزایی براومدمو شاید این آرامش شب ها و امید صبح هانتیجه این دووم آوردنهاز اینکه تونستم از خودم آدمی بسازمکه تو مشکلات نیازمند هیچ جا و هیچ شخصینیستسرآغاز تمام موفقییت های این روزهامه…خوشحالم ، خوشحالم ا...
پایانی برای شروع…
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 19:57
نمیدونم تو این چند روزچند ساعت خوابیدمولی خب به ساعتای بیداری بیشترینیاز داشتم که بیشتر فکر کنمو بپذیرم و تصمیم بگیرمبا اینکه هیچوقت دوست نداشتمبه رشته دانشگاهیم برگردمولی الان تنها تصمیمی که میتونم بگیرم همینهتا از این وضعیت که هر لحظه غم منو بیشتر بغل میکنه خارج بشمپذیرفتن پیشنهاد استادم بودشنبه ب...
ناراحتی و ترس…
-
تاریخ: 1401/4/18 ساعت: 19:57
رفتم دوش گرفتمموهامو خشک کردمو فکر میکردم میتونم دیگه راحت بخوابمهرراهی که بلد بودم انجام دادمولی نشدواسه همین بلند شدماومدم حیاطروی نیمکت نشستماز اینکه باد بصورتم میخوره حس خوبی دارمدستامو نگاه میکنم حس میکنم هنوز یه ذره میلرزهقلبم هنوز تند میزنهافکارم سیاه تر از موهامهمنو نه تاریکی میترسونه،نه حیو...
فهم دوباره…
-
تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 14:13
امروز دوباره فهمیدمواقعا قرار نیست وقتی گریه ام گرفت کسی پیشم باشه و دلم گرم بشه!+عیبی نداره گریه ام که تموم شد بعنوان دلگرمی واسهخودم ابمیوه خریدم و به خورشید در حال غروب خیره شدم!_ از فردا میخوام برای مدتی از تمام فضاهای مجازی دور بشم.Adblock test (Why?)
یک قدم دیگه…
-
تاریخ: 1401/4/5 ساعت: 14:13
همین الان که تو ماشین نشستمبعد از پنج روز سفر با دوستام دارم برمیگردم خونه...از اینکه تونستیم بدون کوچکترین مشکلی خودمون بریم و برگردیم لذت میبرم.هرچند باید زودتر این اتفاق میفتاد ولی بالاخره رقم خورد+ همینکه هر روز برای خودم قدم برمیدارم حالم خوبه..._ امیدوارم تو هم حالت خوب باشه ....Adblock test (...
روز غیرمنتظره!
-
تاریخ: 1401/3/25 ساعت: 19:46
[unable to retrieve full-text content]من از اعتراف کردن میترسم میشه تو متوجه اعترافم بشی؟! + امروز بارون بود و پراز لبخند!
نرو!
-
تاریخ: 1401/3/25 ساعت: 19:46
[unable to retrieve full-text content]فردا ساعت ۵ غروب ... به حرفت نیاز دارم که بهم بگی نرو! وگرنه از روی لجبازی شمشیرو بسمت خودم میگیرم. + کاش فقط یه پیام بدی بگی "نرو"
اجبارا نوشت…
-
تاریخ: 1401/3/25 ساعت: 19:46
چون نگاه پرستاری که میدونم چند وقت پیش خواستگارمبود داره معذبم میکنه و از اونجایی که نمیخوام به کسی پیام بدم در حال تایپ کردن تو این صفحه هستمو هر از گاهی لبخند میزنم تا طبیعی تر نشون بدم که اره اقا مثلا من با کسی هستم :)در عین حال نوتیف های واتساپ واسم میاداز کی؟شاید باورتون نشه به یه سازمان برای ک...